۞ مدیریت و برنامه ریزی آموزش عالی ۞ |
منابع آزمون دکتری آموزش عالی - صرفا پیشنهادی (قابل دانلود-PDF)
فصلنامه موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی یونسکو دکتر بازرگان موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
خبرنامه آموزش عالی سایت همایش های ملی و بین المللی اعنباربخشی شبکه اجتماعی متخصصین ایران ★★
سایت مرجع متخصصین ایران دکتر ذاکر صالحی سایت مدیران تضمین کیفیت انجمن آموزش عالی ایران (مجله آموزش عالی)
دکتر مقصود فراستخواه مجله آموزش علوم پزشكي اصفهان مجله گامهاي توسعه در آموزش پزشكي كرمان دکتر مجدزاده
یک وبسایت مدیریتی خوب بنیاد ملی نخبگان سایت داتلود مقاله جشنواره دانشجویی دانشجو و تجارب و راهکارها
سایت بنیاد کودک
این ویدئو را ببینید وگرنه !
سایت اهدا عضو
امروز ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ ... جشنواره فرایندهای شهید مطهری ... باز هم ۲۰:۳۰ تا ۲۳ شب ... محوطه چمن دانشکده پرستاری ... یک فرایند برتر آموزشی دارم ... از اوضاع پایان نامه ... دارم با سرعت حلزونی فصل۲ رو جمع و جور می کنم ... ۳۱ خرداد با استاد راهنمام جلسه دارم ... قاعدتا باید سال گذشته در مرحله فصل دو بودم و حالا دفاع می کردم ... تا همین لحظه یکسال و نیم تاخیر دارم ... اما اینجا شیرازه و باز هم میشه به همه اینها خندید ... از ته دل !!!!!
البته سعی می کنم ...
۲۸ اردیبهشت ۹۱ ساعت ۹:۲۴
۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ جشن دانش و پویش ساعت ۲۰:۳۰ تا ۲۳ شب مجتمع رفاهی ولایت - باز هم دانشجوی پژوهشگر نمونه دانشگاه علوم پزشکی شیراز در آموزش پزشکی شدم ... اوضاع پایان نامه خراب! وضع پژوهش خوبه !!! از وضعیت آموزشی نپرسید ... این ترم احتمالا توبیخ ... خوبه که اینجا شیرازه ... میشه به همه اینها خندید ... از ته دل !!!!!!

هفته گذشته ساری بودم ... سیزدهمین همایش کشوری آموزش علوم پزشکی
با یک تاخیر یک هفته ای ... روز معلمُ و هفته آموزش بر همه معلمان و اساتید بزرگوار مبارک ... به معلمای سال اول دبستان که شوق خواندن اولین کتابها و نوشتن اولین مشقها را در دل ما جای دادند .... با نمره های ۲۰ و پولکهای طلایی که بالای هر نمره ۲۰ املا می چسباندند ... و دبیرای دوره راهنمایی و دبیرستان ... دبیر شیمی ... زبان ... زیست شناسی ... ریاضی و مثلثات ... و ... خاطرات زیبای نوجوانی ... نشاط و انرژی و سبکبالی آن دوران که دیگر هیچ وقت بازنخواهد گشت ... و اساتید دوران دانشگاه ... اولین بار با کلاس آناتومی و میکروبشناسی شروع شد ... و حالا بعد از سالها ... اساتید علوم تربیتی ... دانشگاه شهید بهشتی ... جایی که شاید هیچ وقت فکر نمیکردم روزی دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی در علوم انسانی بشم ... و به نظرم با همه نشیب و فرازهاش ... یک اتفاق خیلی خوب و زیبا بود ... و شروع یک حوزه جدید و پیچیده ... و حالا در مقطع پایان نامه ... دورانی پر از استرس های شغلی و تحصیلی ... و انگیزه هایی نه چندان زیاد ... اما در همه این مسیر سبز ... همواره معلمان و اساتیدی ما رو همراهی کردند ... که یادشون همیشه در دل منه و مایه دلگرمی ... و آرزوی سلامت و تندرستی و پایندگی آنها آرزوی من ... این روز زیبا و ماندگار رو به همه اساتید گرامی از اولین معلمم «خانم ذکاوت» در کلاس اول دبستان دکتر خانلرپور اهواز تا امروز ... اساتید بزرگوارم در دانشگاه شهید بهشتی تبریک می گم ...
اما در ساری چه گذشت !
پلاژ ... دریای آبی! ... سالاردره سبز ! ... گوجه سبز و توت فرنگی و کمی هم همایش آموزش پزشکی ![]()
اما از طبیعت زیبای شمال که بگذریم : برای مشاهده و شنیدن سخنرانی های کلیدی سیزدهمین همایش آموزش علوم پزشکی به لینک ذیل مراجعه بفرمایید. همچنین میتونید به بخشهای مختلف سایت همایش مراجعه کنید و با مقالات ارائه شده هم آشنا بیشید. به زودی کتابچه خلاصه مقالات بر روی همین سایت قرار خواهد گرفت. پیشنهاد می کنم سخنرانی کلیدی آقای دکتر جواد کجوری را ببینید. من خیلی خوشم آمد ... نه اینکه به خاطر این باشه که مدیر مرکز ما هستند ... به خاطر نوع نگاهشون ...
لینک به سخنرانی های کلیدی سیزدهمین همایش آموزش علوم پزشکی
شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ - ساعت ۱۳:۵۰ شیراز - EDC
فصل یک و دوی پایان نامه
از قبل از عید تا حالا خودمو کشتم ۸-۷ صفحه ای فصل ۱ نوشتم و حدود ۶۰-۵۰ صفحه هم ادبیات تحقیق ... این در حالیه که از هر کدوم از هم دانشکده ای هام که می پرسم کم کم ۱۳۰ صفحه مطلب برای فصل ۲ نوشتن ... حالا من مجبورم هر مطلب بی ربطی رو جمع کنم ... ولی نمیدونم چرا جور نمیشه ... بیشتر مطالب هم خیلی ربطی به موضوع نداره فقط دارم مثل وصله ناجور کنار هم میزارم ... به اندازه ۶ کتاب در مورد دانش پژوهی سرچ کردم ولی ۸۰ درصد مطالبشون با هم مشترکه و همه از یک منبع نقل قول کردن ... کلا دیدگاه بویر، گلاسیک، شولمن و رایس و ... همه را که کنار هم میگذارم بیش تر از این نمیشه که نمیشه ... تقریبا دارم با سرعت حلزون جلو میرم ... از صبح تا ۳ اداره ام و وقتی میام خونه فقط کافیه ۳ دقیقه ... فقط ۳ دقیقه به یک مقاله نگاه کنم ... انگار ۱۰۰ میلی گرم دیازپام وریدی تزریق کرده باشم ... بیهوش میشم ... با این وضعیت فکر کنم ۷ ساله دوره دکتری مو تموم کنم ... البته ۷ عدد مقدسیه من اینو به فال نیک می گیرم ! ... وقتی به پایان نامه دوره ارشدم که همین ۴-۳ سال پیش نوشتم نگاه می کنم اصلا باورم نمیشه این خودم بودم که با این حوصله و دقت کار کردم ... گاهی خودم رو نمیشناسم ... بگذریم ... بگذریم ... ضمنا از ۱۱ تا ۱۴ اردیبهشت ماه سیزدهمین همایش کشوری آموزش علوم پزشکی در مازندران - ساری برگزار میشه ... برای ارائه مقاله و شرکت در همایش این چند روزو میرم ساری ... آب که از سر ما گذشته ... اینم یک وجب دیگر ... اما از ساری و دریا و جنگل نمیشه گذشت ... خدا بزرگه ... و خیلی هم مهربان ...
آخرین نوشته سال ۱۳۹۰
با هرچه عشق، نام تو را مي توان نوشت با هرچه رود، نام تو را مي توان سرود
بيم از حصار نيست، كه هر قفل بسته را با دستهاي روشن تو مي توان گشود
امروز آخرین جمعه آخرین ماه از آخرین فصل سال بود اما برای من یک شروع بود ... امروز دریچه ای به پایان نامه ام باز کردم و بعد از یک سال از تصویب پروپوزال اولین صفحه از ادبیات تحقیقم رو شروع کردم ... باورتون نمیشه ولی این پایان نامه از سال پیش تا حالا حتی دست نخورده بود ... زمان زیادی رو از دست دادم ولی همین که حس کرختی و نا امیدی ام کمی بهتر شده بازم خوبه ... امیدوارم خدا کمک کنه و بتونم جمع و جورش کنم ... البته احتمالا ۳-۴ ترم دیگه شاید !!! اما بشه ... حالا هر وقت که شد![]()
جمعه آغاز ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۰ساعت ۰۰:۲۸صبح
بیستمین دوره جشن دانشجویان نمونه کشوری - اسفند ۱۳۹۰
صبح چهارشنبه ۳ اسفند ساعت ۹ رفتیم دانشگاه تهران و بعد از یک سری مقدمات توجیهی و نماز و صرف ناهار و ... حدود ساعت ۲ بود که یک دست لباس بسیار شیک !!!! که کلا برای همه خانمها و آقایان و برای همه سایز ها یکسان بود دستمون دادند ... یک روبان هم روش بود که نمیدونستیم باید چه جوری اونو تنظیم کنیم ... با قیافه های بسیار دیدنی سوار اتوبوس شدیم و رفتیم سمت پاستور - نهاد ریاست جمهوری - از ابتدای پاستور تا رسیدیم به سالن اصلی فکر کنم ۹ بار تفتیش و اسکن شدیم و حدود ساعت ۴:۳۰ آقای احمدی نژاد تشریف آوردند و مراسم رسما آغاز شد ... بعد از مقدمات ... وزیر علوم - معاون وزیر بهداشت و ۴ تا از دانشجویان صحبت کردند و سپس آقای احمدی نژاد سخنرانی کردند و بعد مراسم اهدای جوایز و لوح تقدیر ... علاوه بر هدیه مالی ... دو سفر حج عمره از جوایز این مراسم بود ... در تمام مراسم فقط یه این فکر می کردم که من هنوز از پایان نامه هیچ کاری نکردم ... می ترسم همیشه دانشجو بمونم و فارغ التحصیل نشم ! ... وقتی برگردم شیراز دیگه باید کار رو تعطیل کنم والا واقعا نمیتونم دوره مو تموم کنم ... خدایا کمکم کن ! پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۳۳صبح
یک خبر خوب !
عصر روز یک اسفند ۱۳۹۰ - یک آقایی از وزارت علوم تماس گرفت و گفت شما به عنوان دانشجوی نمونه کشوری انتخاب شدید ! ... اصلا باورم نمیشد ... چند ماه پیش که حالا اصلا یادم هم نمیاد دقیقا کی بوده بر حسب اتفاق فراخوان دانشجوی نمونه رو دیدم و یک فرم اینترنتی پر کردم و باید همه اطلاعات آموزشی و پژوهشی و ... رو دونه به دونه اسکن می کردم براشون می فرستادم ... یادمه اینقدر زیاد بود که حوصله ام نشد برای همین همه اسکن های مدارکم رو یکجا پی دی اف کردم و روی اولین لینک گذاشتم و براشون یادداشت گذاشتم که به خاطر وقت گیر بودن نمیتونم جدا جدا بفرستم ... یک بار هم بعد از اون سایت رو چک کردم نوشته بود با کارشناس دانشگاه مربوطه تماس بگیرید و ... خلاصه دیدم خیلی دنگ و فنگ داره ... کلا منصرف شدم ... بخصوص که من شیراز بودم و باید مرتب به دانشگاه شهید بهشتی سر می زدم و ... این برام مقدور نبود ... اما ظاهرا خودشون مدارک رو بررسی کرده بودند ... خلاصه خیلی سورپرایز شدم ... وسایلم رو جمع کردم و با اولین اتوبوس ساعت ۹ شب میرم تهران ... چهارشنبه ۹ صبح باید تهران باشم ... دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰ساعت ۱۵:۳۰ عصر
جای شما خالی ...
اینکه بگم سفر کربلا چقدر زیبا و کامل بود برام مقدور نیست ... اونهایی که رفتند می دونند و اونهایی که نرفتند هم انشالله خودشون بروند و ببینند ... ما ۳ شب نجف اشرف ۳ شب کربلا نیم روز حرم امامان عسکرین در سامرا و یک شب کامل هم در کاظمین بودیم و بقیه مدت را در راه ... جای شما خالی ... واقعا عالی بود ... ساعت ۳:۳۰ صبح سی ام بهمن رسیدیم شیراز ... یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ساعت ۱۲:۳۰ ظهر
یک اتفاق سبز
اول از هر چیز ولادت باسعادت پیامبرعطوفت و مهر حضرت محمد (ص)و میلاد خجسته امام جعفرصادق علیه السلام را به شما تبریک می گم و اگر خدا قسمت کنه ۲۱ بهمن عازم سفر کربلا هستم ... هنوز هم باورم نمیشه اما امیدوارم واقعا اتفاق بیافته ... و انشالله نصیب شما هم بشه ... به یادتون خواهم بود و به یاد همه اساتید بزرگوار و دوستان عزیز و همینطور دوستان وبلاگی که امسال کنکور دکتری دارند و در موردش خیلی سوال می کردند ... موفق باشید ... حلال کنید و التماس دعا ... پنجشنبه ۲۰بهمن ۱۳۹۰ساعت ۰:۰۳ نیمه شب
سلام! منابعی که در زیر ملاحظه می کنید صرفا منابع پیشنهادی هستند و الا در مورد آزمون دکتری هیچ منبع مشخصی وجود نداره و به نظر من هر رفرنسی که بتونه به شما بینشی در مورد یک موضوع بده می تونه مفید باشه. یادم میاد وقتی دانشجوی ارشد بودم و از یکی از اساتید پرسیدم چی بخونیم که قبول بشیم ایشون فرمودند ما قرار نیست میزان مطالعه یا خواندن شما را در آزمون دکتری اندازه بگیریم ... دکتری مثل دریایی است که می خواهیم بدونیم هر کدام از شما چقدر می تونه در این دریا شنا کنه و بیش از بقیه دوام بیاره ... وقتی قبول شدم خودم هم به این موضوع رسیدم ... قبولی در آزمون دکتری بخصوص رشته های علوم انسانی حاصل برآیند همه مطالعات، تجارب، هوش، حافظه، بینش، فهم مطلب، اطلاعات عمومی، مطالعات آزاد و ... است که تا کنون داشته اید نه صرفا همین اندازه ای که الان مطالعه می کنید. خیلی هم به منبع و رفرنس متکی نباشید فقط سعی کنید از ترکیب همه داشته هاتون استفاده کنید. و مطمئن باشید قبولی در آزمون دکتری اصلا سخت نیست ... تموم کردنش خیلی سخت تره!. از تعدد رفرنسهایی که نوشتم نگران نباشید لازم نیست همه اینها را بخونید. هر مقدار در دسترستون بود و هر چقدر وقت دارید منبع دور خودتون جمع کنید. در پایان لطفا یک دعای خیری هم برای من بکنید که بتونم پایان نامه مو شروع کنم. موفق باشید...
منابع آزمون دکتری آموزش عالی - صرفا پیشنهادی (قابل دانلود-PDF)
یک کتاب روش تحقیق که اگر مایل بودید می تونید فصلهای مختلف اونو دانلود کنید
فصل2- بررسي منابع (متن كامل)
فصل3- خطاهاي پژوهش و نحوه برخورد با آنها (متن كامل)
فصل4- مسأله يابي در برنامه هاي جاري تندرستي (متن كامل)
شما که غریبه نیستید .... حتی سفر هم نتونست حال و هوای منو رو بهتر کنه ... از درس و مشق که مدتهاست خبری نیست ... تنها کاری که از دستم بر می آمد پیدا کردن یک بقچه قلمکار قدیمی توی اثاث های کهنه بود که بندازم روی این کتابها و مقالات مربوط به پایان نامه که دیگه قیافه شونو گوشه اتاق نبینم ... از چشمم افتاند ...
امروز رسما راند اول ورود اطلاعات طرح رتبه بندي آموزشي دانشگاههاي علوم پزشكي تموم شد ... البته هنوز يك ماه ديگه كار داريم تا اطلاعات تكميلي رو وارد كنيم... اما الان يه كمي احساس راحتي مي كنم ... واقعا كار سنگيني بود ... هرچند همزمان كاراي مربوط به سفر تركيه و آزمون ارشد مجازي رو هم داريم اما حداقل يه كمي دغدغه هام كمتر شده .... تا ببينيم چي ميشه ... از ۲۹ شهريور تا ۶ مهرماه يه سفر استانبول داريم كه با هدف ارائه دستاوردهاي آموزشي فرهنگي دانشگاههاي كشور قراره برگزار بشه ... اميدوارم بعد از برگشتن از اونجا ديگه كار جديدي تراشيده نشه بلكه بتونم بعد از اين همه وقت تعطيلي درس و دانشگاه و پايان نامه از يه جايي شروع كنم ... اين حرفا رو براي دردل با خودم مي نويسم ولي احيانا اگر كسي اين مطلب رو مي خونه حتما برام دعا كنه ... ![]()
بعد از تصویب پروپوزال هیچ کاری نکردم ... بهتر بگم بعد از آزمون جامع ... دقایق و ساعتها روزها و ماهها داره مثل برق و باد می گذره و من کم کم به این نتیجه می رسم که آیا اصلا امیدی به پایان نامه هست ... سال ۸۹ که یا المپیاد دانشجویی بود بعد هم جشنواره مطهری و همایش دوازدهم و ... خلاصه برنامه ای داریم ... امسال دلم خوش بود شاید فرصتی پیش بیاد برای پرداختن به پایان نامه که به لطف وزارتخانه حسابی درگیر طرح رتبه بندی آموزشی شدیم و ظاهرا تا پایان شهریور ماه درگیر هستیم ... دقیقا یک سال تا مهلت دفاع از پایان نامه وقت دارم در حالیکه حتی یک قدم هم برنداشتم ... نمیدونم ... واقعا نمیدونم چه باید کرد ... وقتی به پستهای قبلی نگاه می کنم ... جز گلایه چیزی نیست ... نمی خواستم این پست رو هم اینطور بنویسم ولی فکر کردم شاید برون ریزی استرس کمی در وضعیتم تغییر ایجاد کنه ... این روزها اصلا روزهای خوبی نیست ... کاش بیاد روزی که همه این دقایق خاکستری طولانی تموم بشه ... میشه آیا !!! پنجشنبه ۱۹/۳/۱۳۹۰ ساعت ۱۳
سال نو مبارک ... امید که سال نو سر شار از لحظات زیبا و خاطرات ماندگار برای شما باشد.
/(2359).gif)
/(2359).gif)
/(2359).gif)
/(2359).gif)
و بالاخره پایان داوري پروپوزال!
۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۹
از روز ۱۰ اسفند ماه به همراه خانم دکتر رضایی و آقای لطفی از شیراز راهی سنندج شدیم برای ارائه مقاله... این اولین بار بود که به سنندج میرفتم و با وجود اینکه می گفتن این فصل سال باید خیلی سرد باشه اما رفتیم و هوا هم عالی بود. ۱۱ و ۱۲ اسفند ماه ۱۳۸۹ سمینار مراکز توسعه آموزش علوم پزشکی بود و خیلی خوش گذشت. توی اون چند روز آقای شفیعیان مار ور به آبیدر برد. خودمون هم بیشتر به بازار سنتی سرپوشیده سرزدیم و من تا میتونستم از پارچه های پولکی لباس محلی در رنگهای متنوع خریدم ... هرچند نمیدونستم قراره باهاش چی کار کنم اما سوغات سنندج بود دیگه ! ... خلاصه جمعه شب برگشتیم تهران و سه شنبه ۱۷/۱۲/۸۹ بعد هم برای شیراز بلیط داشتیم. بین فاصله شنبه تا سه شنبه باید تکلیف پروپوزالمو روشن می کردم. رفتم پیش خانم علی یاری. بهم گفت نگران نباش پروپوزالو خوندن فقط باید جلسه رو هماهنگ کنم ! .... حالا ۱۵ اسفند ماه بود و دقیقا از زمان آماده شدن پروپوزال ۵/۳ ماه و از زمان ارسال برای داوری ۵/۲ ماه می گذشت. وقتی با یکی از داورام تماس گرفت ایشون گفتند کدوم پروپوزال؟! اسمش برام آشنا نیست ؟!!! ... منو بگی !!! ... نمیدونستم چی باید بگم ... همون موقع برای داور و یکی از استاد مشاورام (آقای دکتر پرداختچی) که تازه از آمریکا تشریف آورده بودند پرینت گرفتم و بنا شد تا فردا بخونن و بالاخره جلسه دفاع پروپوزال سریع تشکیل بشه... خلاصه فردا شد و روز ۱۶ اسفند ماه با حضور دکتر ابوالقاسمیُ دکتر صباغیانُ دکتر پرداختچیُ دکتر فتحی و پیشنهادات غیابی دکتر فراست خواه جلسه تشکیل شد و بعد از بیان اصلاحات مورد نیاز بالاخره پروپوزالم تصویب شد. الهی شکر ... ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۹ ساعت ۳۰/۱۲ ظهر - انشالله خدا کمک کنه ... تازه اول راهه
شروع داوري پروپوزال! ۳۰ آذرماه ۱۳۸۹
امروز زنگ زدم دانشكده به خانم علي ياري كه ببينم جلسه بعدي داوري پروپوزالها چه زمانيه؟ كلي سرم داد زد
و گفت پس كي مي خواي بفرستي ؟ ۲۰ دقيقه ديگه جلسه شروع ميشه !!! فايل پروپوزالو سريع براش ايميل كردم و اونم در آخرين فرصت امضاهاشو گرفت و بالاخره قبل از اتمام جلسه يك نسخه از پروپوزالم رفت تو جلسه داوري ... خدا خيرش بده خانم علي ياري رو و همين طور دكتر ابوالقاسمي و خانم دكتر صباغيان كه واقعا منو درك كردند ... انگار وقتي خودم نيستم كارا بهتر پيش ميره
... بالاخره در آخرين جلسه آخرين روز پاييز جوجه هامو شمردم يه وقت گم نشن... اما خدايا مثل هميشه به دادم رسيدي ها !!! حالا بايد منتظر نتيجه داوري باشم ... خدا آخر و عاقبت همه ما رو به خير كنه انشالله![]()
۳۰ آذر ماه ۱۳۸۹ سه شنبه صبح ساعت حدود ۳۰/۱۰ صبح
پاییزخواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد
و شما دراوج لبخندها به گذشته حسادت خواهید کرد ... روزت مبارک دانشجو ! ![]()
کاملا غیر آکادمیک !
امروز حالم اصلا خوب نبود ... و فکرم خیلی مشغول ... زمان زیادی باقی نمونده و پروپوزالم چندان آماده نیست ... رفتم دانشکده بلکه بتونم یه کم اطلاعات بگیرم و جستجوی منابع کنم تا پروپوزالمو جمع و جور کنم ... رفتم کتابخونه مرکزی مسیر ورود کتابخانه عوض شده بود ... مسئول کتابخونه گفت یه کارت شناسایی بده ... منم دادم ... اونم بهم یه کلید داد ... نمیدونستم از کجا بیام تو ... بعد کلی که یاد گرفتم ورود و خروج کجاست راه افتادم برم تو کتابخونه ... مسئول کتابخونه گفت خانم کیفتونو بزارید تو صندوق بعد برید تو ... دوباره برگشتم بیرون ... یه اشاره کرد به کلید ... تازه متوجه شدم این کلید همون صندوقه هست که باید کیفمو توش میزاشتم ... دوباره رفتم بیرون و وسایلمو گذاشتم تو صندوق و اومدم تو ... خواستم یه عنوان پایان نامه سرچ کنم ... کلا یادم رفته بود از کجا باید شروع می کردم ... کارت کتابخونه هم نداشتم ... خودم فکر می کردم چند ماه پیش حتما ثبت نام کردم ولی مسئولش سیستمو چک کرد گفت ما اصلا چنین اسمی نداریم ... متوجه شدم اصلا برای ثبت نام هم نیومدم ... فکر کن !!!!! دانشجوی ترم ۵ حتی عضو کتابخونه هم نشده باشی ! ... بالاخره با کلی سردرگمی رفتم تو کتابخونه ... یه پایان نامه سرچ کردم و طبق شماره اش رفتم که از توی طبقه بردارم ... مسئول مخزن گفت خانم به اون آقا که مسئولشه بگید براتون میاره شما نباید وارد مخزن بشید! ... دردسرتون ندم بالاخره پایان نامه رو بهم داد ... یه هو صدای موبایلم بلند شد ... یادم رفته بود خاموشش کنم ... دانشجوهایی که اونجا بودند کلی بهم چشم غره رفتند ... دیدم فایده نداره اصلا تمرکز نداشتم ... دغدغه نوشتن پروپوزال و اون همه کاری که تو مرکز دارم و ... رفتم پایان نامه رو تحویل بدم ... مسئول مخزن گفت لطف کنید پایان نامه رو تحویل اون میز بدید و کارتتونو بگیرید ... تازه متوجه شدم قبل از گرفتن پایان نامه باید یه کارت گرو میگذاشتم که نگذاشته بودم ... بی صدا پایان نامه رو گذاشتم رو میز و از کتابخانه رفتم بیرون ... می خواستم اون کلید اولیه رو بدم به مسئول کتابخونه ... خودش متوجه شد گفت کیفتو از صندوق برداشتی ! ... یادم افتاد اول باید کیفمو بر میداشتم بعد کلیدو تحویل میدادم ... خلاصه که امروز فهمیدم چقدر از درس و کتاب و دانشجویی دور شدم ... یک روز کاملا غیر آکادمیک ... خدایا پروپوزالم تصویب بشه ... قول میدم دیگه دانشجوی خوبی بشم ... به خدا دیگه کارامو سر وقت انجام میدم ... اینبارو هم کمکم کن ! ۲۴/۸/۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۰ شب تهران
پروپوزال ... !
این روزها روزهای سختیه ... فقط تا ۳۰ آذر فرصت دارم پروپوزالم به تصویب رسیده باشه ... و الا اخراج !!! چند روز پیش نامه اش اومد دم در خونه ... قرار بود این اولتیماتوم رو برای همه بفرستند ... هنوز غیر دو نفر هیچ کدوم از بچه های هم دوره پروپوزال تحویل نداده ... اما فقط برای من نامه اومده !!! تازه راه من از همه دورتره ولی نامه اش زودتر رسیده ... اینم از شانس منه ... حتما فکر کردن خیلی بی خیالم ... الان ۵ ماهی میشه اصلا دانشکده نرفتم یعنی دقیقا بعد از آزمون جامع ... امروز که ۲۲ آبان ۸۹ تازه دارم فیش برداری می کنم ... در حال حاضرتهرانم برای ماموریت اداری اومدم ... دلم می خواست برم دانشکده ... اصلا روم نمی شد برم پیش استاد ... بعد از چند ماه بری پیش استاد راهنمات بعدم بگی سلام ... علیک سلام ! من هنوز پروپوزالمو آماده نکردم ! ... خدایا خودت کمک کن و الا به من امیدی نیست ... میشه یعنی یه روز این دوره دکتری تموم شه آیا ؟؟؟؟ البته انشالله ختم به خیر ! ... توصیه می کنم هیچ وقت توی دوره دکتری شاغل نباشید ... فقط درس بخونید ... واقعا خیلی خیلی خیلی سخته
باز هم اشتياق ماه مهر ... !
باز هم ماه مهر از راه مي رسد ... پر از نستالژی های کودکانه دبستان ... کیف کوله پشتی های رنگی ... پاک کن های عروسکی با بوی توت فرنگی که همیشه دوست داشتم گازشون بزنم ... مدادرنگی های ۲۴ تایی دوطبقه که داشتنش روزی غایت آرزوی من بود ... کلاس اول دبستان ... روپوش آبی کم رنگ ... یقه توری سفید ... دفتر های مشق کاهی و ۱۰۰ بار نوشتن از روی کلمات ... که بهتر یاد بگیریم و ... نمیدانستیم که این شاید آغاز اولین تکرار های زندگی ما باشد... و دوران راهنمایی که منو همیشه یاد کتاب قلاب ماهی می اندازه ... و یادم هست زنگ تفریح هر روز مشتاقانه دور هم می نشستیم تا نرگس برامون از کتابهای رمانی که تابستون خونده بود تعریف کنه ... مهرماه همیشه با اشتیاق و انتظار همراه بود ... بوی کاغذ ... بوی تازگی ... کتابفروشی نور ... که با چه شوقی ازش لوازم التحریر می خریدیم ... و همه چیز تا کرده و آماده ... تا فردا ... تا اول مهر ... حالا از آن زمانها سالها می گذره و باز هم ماه مهر مثل همیشه از راه میرسه ... اما ... چند روز پیش بعد از مدتها رفته بودم مسافرت ... دقیقا نزدیکای فردوس بودیم که موبایلم زنگ زد ... ساعت یک ظهر بود ... خانم هاشمی مسئول آموزشمون بود ... بعد از کلی که شناختمش بهم گفت ... مگه شما نمی خواهید انتخاب واحد کنید؟!!! فقط ۲ ساعت دیگه وقت دارید و الا این ترم ثبت نام نمیشید ! ... خدای من ... تازه یادم افتاد ... منم دانشجویم ... اما اونجا وسط بر بیابون !!! چی کار می کردم ... دو خط از شارژ موبایلم هم بیشتر نمونده بود ... فقط زنگ زدم سعیده و آي دي پسووردمو دادم و گفتم برام ثبت نام كن ... نيم ساعت بعد پيامك داد : ( تموم شد ... ثبت نام شدي) ... و به اين ترتيب يك ترم ديگه هم دانشجو شدم !!!
۱ مهرماه ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۰ عصر پنجشنبه
دومین المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی از نگاه خودم !
این ماههای گذشته و بخصوص ۱۰ روز گذشته ماهها و روزهای خیلی خیلی پرکاری بود. به محض اینکه آزمون جامع تموم شد و از تهران برگشتم کارای المپیاد شروع شد. البته ما کلا در مرکزمون روزهای آرام بسیار کم داریم ... این روزها به شدت درگیر برگزاری دومین المپیاد علمی دانشجویی علوم پزشکی بودیم ... کار با دانشجو و برای دانشجو همیشه جالبه هرچند خیلی غر می زنند ... اما باز هم خوبه ... المپیاد در طی یک هفته و در دو مرحله انفرادی و گروهی برگزار شد. در دو روز اول دانشجو ها در طی ۵ امتحان پیاپی با هم رقابت کردند که سوالات اغلب از نوع مفهومی بود و با توجه به اینکه در علوم پزشکی معمولا همه چیز عینی و قابل سنجش و دانش محوره و کمتر به مباحث مفهومی و استنباطی توجه می شد چنین آزمونی پدیده جدید و سختی به نظر می آمد. این دومین المپیاد دانشجویی سراسر کشور بود که سال گذشته در اصفهان و امسال در شیراز برگزار شد. یادم رفت بگم این المپیاد در سه حیطه استدلال بالینیُ با موضوع اورژانس و تروما ... حیطه تفکر علمی در علوم پایه با موضوع سلولهای بنیادی ... و حیطه و استدلال و تصمیم گیری در مدیریت با موضوع عدالت در نظام سلامت برگزار شد و هدفش این بود که دانشجویان این بار نه با رویکرد حفظی و دانشی بلکه به صورت مفهومی و استدلالی مباحث علوم پزشکی رو مورد بحث و نقد قرار دهند. مرحله گروهی خیلی سخت و سوالات خیلی سنگین بود ... و معمولا دانشجویان باید به صورت گروهی ابعاد مختلف یک مساله مدیریتی یا سناریوی یک بیماری و یا یک موضوع تحقیقاتی رو مورد بررسی قرار می دادند ... حل مساله می کردند ... نقشه مفهومی میکشیدند ... فرضیه سازی می کردند ... بعد فرضیه ها رو آزمون می کردند و ... . البته این المپیاد درسهای زیادی را برای اساتید هم در بر داشت. خیلی خیلی جالب بود که دانشگاههایی مثل زاهدان و شاهد و جهرم و ارتش تونستند به مرحله گروهی استدلال بالینی راه پیدا کنند و مقام کسب کنند در حالیکه خیلی از دانشگاههای بزرگ حتی نتونستند وارد مرحله گروهی بشوند که بسیار جای تامل و تعمق داره !!!! ... اما در گروه مدیریت که به نظرم خیلی آزمون سخت و سنگینی بود دانشجویان در طی مراحل متعددی موضوعات مربوط به عدالت در سلامت را در سه سطح مفاهیم و کاربرد و تفسیر مورد نقد و بررسی قرار دادند و حاصل کار نهایی آنها در عصر روز آخر ارائه شد ... به یه چیزی که به نظر من می رسید این بود که گروههای که از رشته های مختلف در بین اونها بود خیلی موفق تر بودند تا گروههایی که تک رشته ای بودند. مثلا گروه دانشگاه تهران و ایران هم رشته مدیریت بهداشت و درمان داشتند و هم رشته پزشکی و هم داروسازی و شاید به خاطر همین خیلی همه جانبه تر و با رویکرد بین رشته ای موضوعات رو مورد بررسی قرار داده بودند و هم افزایی بیشتری داشتند در حالیکه گروههای شیراز و مشهد و کرمان که هر سه نفرشون یا پزشکی بودند و یا همه مدیریت علیرغم توانمندی های خیلی خوبشون در مراتب بعدی قرار گرفتند. البته یه چیزی دیگه هم بود ... و اون ترکیب جنسی گروهها بود که به نظر من خیلی مهم بود. گروههایی که هم دختر و هم پسر در گروهشون بود کامل تر تونسته بودند موضوعات رو مورد بررسی قرار بدهند و هم با دید کل نگر و هم جزء نگر به موضوع پرداخته بودند و باز نکته دیگری که در این المپیاد خیلی برام جالب بود اینکه در آزمون مدیریت و زمان ارائه پاورپوینتها که حاصل کار گروهی بچه ها ارائه می شد یک چک لیست به همه گروههای دانشجو ها داده شد و از اونا خواستیم که گروههای رقیب رو ارزیابی کنند. نتایج این ارزیابی خیلی خیلی جالب بود و علیرغم رقابتی که بین گروهها بود و هر گروه در پی حذف گروه مقابل بود اما قضاوتها خیلی جالب و دقیق و مستدل و منصفانه به نظر می رسید البته هنوز داده های این چک لیستها رو کامل تحلیل نکردم اما یک نگاه اجمالی که انداختم به نظرم میرسید حتی در بعضی موارد دانشجو ها از اساتید هم منصف تر هستند و گاهی به نکاتی توجه می کنند که شاید از دید اساتید هم دور باشه ... به نظرم اگر این هوش و توانمندی و تعالی طلبی و انصاف در دانشجو ها بمونه میشه امیدوار بود آینده خیلی بهتر از امروز باشه ... انشالله ۱۷مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۵۵ صبح
آخرین آزمون جامع شفاهی
امروز سه شنبه ۸ تیر تولدم بود و آخرین امتحان شفاهی جامع رو هم دادیم ... جلسه خیلی خوب بود... خانم دکتر صباغیان آقای دکتر ابوالقاسمی آقای دکتر قهرمانی خانم دکتر عارفی و روبروم آقای دکتر فتحی نشسته بودند ... امروز احساس خوبی داشتم ... همراه اول اولین کسی بود که تولدم را همون اول صبح تبریک گفت... خدایا به خاطر یه روز خوب دیگه ازت ممنونم سه شنبه: ۸ تیر ۸۹ دقیقا ۱۱:۵۰ شب ... الان تقریبا یه همچین حسی دارم 
آخرین آزمون جامع کتبی
امروز آخرین امتحان جامع دکتری رو هم دادیم ... دلم نمی خواست برگه امتحانم رو تحویل بدم ... یک حسی داره وقتی آخرین امتحان آخرین مقطع تحصیلی تونو میدید ... نمیدونم ... چیزی شبیه تموم شدن ... و شاید هم یک آغاز مبهم ... امروز یاد کلاس اول دبستانم افتادم ... و اولین معلمم ... خانم ذکاوت ... چقدر زود گذشت با همه طولانی بودنش و البته خیلی راهه تا معلم ! شدن ... امروز یاد این شعر هم افتادم و فکر می کنم احساس این لحظه منو خوب بیان کرده: باید کتاب را بست باید بلند شد... در امتداد وقت قدم زد... گل را نگاه کرد... ابهام را شنید !... باید دوید تا ته بودن...باید به بوی خاک فنا رفت...باید به ملتقای درخت و خدا رسید.... باید نشست... نزدیک انبساط... جایی میان بیخودی و کشف ! چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 23:7
حس قبل از آزمون جامع !
امتحان جامع داشته باشي ... هيچي هم نخونده باشي ... كار هم از هر طرف ريخته باشه رو سرت ... حال درس خوندنم كه نيست ... تو باشي چي كار مي كني ؟ ... ديشب كتاب آموزش عالي و جزوه برنامه ريزي نيروي انساني و ۳ فصل از كتاب توني بوش رو يه جا خوندم !!!!! ... حالا چقدر فهمیدم بماند !... هنوز روش تحقيق هيچي ... خداي من كاش اين روزها زودتر مي گذشت ... پايان نامه هم هيچ كاري نكردم حتي از بابت موضوع هم مطمئن نيستم ...
فقط دلم مي خواست اينا رو بنويسم ... اميدوارم بعد از ظهر ۸ تير وقتي همه اين روزهاي پر استرس تموم شد ... از خوندن اين پست احساس خوبي داشته باشم ... ۸ تير تولدمه ... چه روز با شكوهي بشه !!!! چهارشنبه ۹خرداد1389ساعت ۱۲:۱۹
پدیده فرار مغزها اگرچه از جوانب مختلف اجتماعیُ سیاسیُ اقتصادی و اجتماعی قابل بررسی است اما برخی این پدیده را از جنبه کاهش خزانه ژنتیکی هوش در جوامع مورد بررسی قرار داده اند. در بررسی جدید که در مورد نمره هوش در بین کشورهای مختلف انجام شده حاکی از کاهش نمره هوشی ایرانیان در سطح مقایسه بین المللی در حد رتبه ۵۶ و متوسط هوشی ۸۴ یعنی در آستانه نگرانی بوده است ... لازم به ذکر است منبع این خبر بر اساس نتایج تحقیقی مندرج در ویکی پدیا می باشد که علاوه بر اصل موضوعُ روایی و پایایی آن نیز قابل تامل می باشد ... لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
سال چهارم دبیرستان که بودیم درسی داشتیم به نام حسنک وزیر ... خدایش بیامرزد حکایت آزاد مردی که به خاطر اندیشه اش حاضر نشد در مقابل حکومت وقت سر تعظیم فرو بیارد... لاجرم به مکر ابوسهل زوزنی وزیر دربار او را به قرمطی (بی دین) بودن متهم نمودند و بر دار کردند و ...
از اولین روزی که دکتری قبول شدم بارها اومدم یه چیزی در وصف کلاسهامون بنویسم .... اما نمیدونم چرا حس و حال نوشتن نبود یا شایدم حرفی برای گفتن ....
عنوان اصلي : How to Get A Ph.D
مترجمان : حسين غريبي ؛ معصومه علوي
برای دانلود این کتاب روی اينجا کلیک کنید
منابع آزمون دکتری آموزش عالی - صرفا پیشنهادی (قابل دانلود-PDF)
مطلبی که در ذیل مطالعه می فرمایید مربوط به قبل از تغییر آزمون دکتری به شیوه متمرکز بود اما منابعی که در بالا پیشنهاد شده است با آزمون متمرکز متناسب تر است
با سلام خدمت همه دوستان چون خیلی ها در مورد منابع آزمون دکتری دانشگاه شهید بهشتی پرسیده بودند برخی کتابهایی که می توان برای خواندن توصیه نمود را براتون معرفی می کنم .... رشته دکتری آموزش عالی برای اولین بار توسط دانشگاه شهید بهشتی راه اندازی شده و گرایش های متعددی از جمله مدیریت آموزش عالی - برنامه ریزی توسعه ای در آموزش عالی - برنامه ریزی درسی در آموزش عالی - اقتصاد آموزش عالی - مدیریت مالی در آموزش عالی - مدیریت منابع انسانی در آموزش عالی - مدیریت فناوری اطلاعات در آموزش عالی و ... اخذ مجوز شده که البته هنوز دو گرایش آخر راه اندازی نشده اما دانشجویان دکتری در سه دوره در ۵ گرایش اول مشغول به تحصیل یا در حین دفاع می باشند .... برخی کتابها و منابعی که برای آزمون دکتری مناسب می باشد را معرفی کردم ... قطعا هیچ تضمینی نیست که سوالات دکتری از همین منابع باشند و در مجموع اطلاعات و دانش کلی و مطالعات قبلی شما نیز می تواند در این رابطه تاثیر گذار باشد در صورت کمی وقت از هر گروه یکی دو مورد را حد اقل بخوانید .... بخش زیادی از کتابها مشترک است و بیشتر به موارد تفاوت در هر کتاب بپردازید که بتوانید مدیریت زمان را نیز در دست داشته باشید. در ضمن بسته به اینکه شما چه گرایشی شرکت می کنید عناوین امتحانی منابع مربوطه را انتخاب نمایید لذا برای هر گرایشی ترکیب منابع متفاوت خواهد بود. کلیه سوالات آزمون دکتری تشریحی بوده - فقط چند سوال تستی در امتحان زبان :
در مورد تئوری های مدیریت و مدیریت منابع انسانی:
۱. کتابهای ترجمه یا تالیف مرحوم آقای دکتر طوسی ( رولان و شولر - ترجمه طوسی )
۲. هر کتاب خوبی در زمینه تئوری های مدیریت : پارسائیان و اعرابی- کتابهای الوانی - ( کتاب سازمان و مدیریت از تئوری تا عمل از ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر از انتشارات بانکداری) - کتاب از دکتر رضاییان ... در مجموع مهم درک کلی شما از مطالب است نه محفوظات
۳. کتاب مدیریت منابع انسانی : دکتر سید جوادین
اگر در اختیار دارید : منبع خارجی : گری دسلر
منابع انسانی - رفتار سازمانی
۱. استیفن رابینز ( ۲ ترجمه دارد ۱. قاسم کبیری ۲. پارساییان و اعرابی )
کتابهای آقای دکتر طوسی و هر کتاب مناسب دیگری که سراغ دارید یا در دسترس هست
۲. کلیه کتب مربوط به تئوریها و سازمانها می تواند مفید باشد بویژه تئوریهای مطروحه از 1990 لغایت 2008
۳. کلیه کتب مربوط به برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک موجود در کشور
در مورد شناخت آموزش عالی
۱. دایره المعارف آموزش عالی - ۲ جلدی را حتما مروری بکنید ... به خصوص جلد ۱ ... با همه موضوعات مطرح شده آشنایی داشته باشید و قدرت تجزیه و تحلیل موضوضعات را در عرصه آموزش عالی داشته باشید
۲. کلیه فصل نامه های آموزش عالی کشور بویژه فصل نامه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی ( وزارت علوم، تحقیقات و فناوری).
۳. کلیه کتب مربوط به تئوریها و سازمانها بویژه تئوریهای مطروحه از 1990 لغایت 2008
در مجموع وقایع اصلی آموزش عالی ایران را بشناسید ... روند آموزش عالی ... مباحث روز و ....
آمار و روش تحقیق
۱. کلیه کتب مربط به آمار و روش تحقیق. ( آمار : دکتر حیدر علی هومن - دکتر علی دلاور یا هر کتابی که در دسترس دارید ) در مورد روش تحقیق نیز اگرچه مباحث مشترک است اما روش تحقیق دکتر زهره سرمد و دکتر بازرگان - غلامرضا خاکی - و دو جلدی روش تحقیق کمی و کیفی گال و همکاران ترجمه مولفین از انتشارات شهید بهشتی و سمت را حتما بخوانید)
سایر منابع آمار و روش تحقیق
- مباني نظري پژوهش، علي دلاور
- روشهاي تحقيق در علوم رفتاري، حسن پاشا شريفي و نسترن شريفي
- روشهاي تحقيق كمي وكيفي در علوم تربيتي و روانشناسي، گال، احمدرضا نصر و همكاران، دو جلد
- استدلال آماري در علوم رفتاري، ريچارد شيوسون، علي رضا كيامنش
- تحليل آماري در روان شناسي و علوم تربيتي، جرج فرگوس، علي دلاور
زبان انگلیسی
بستگی به پیشینه زبان شما دارد . هرچقدر لغت بیشتری بدانید بهتر است . سوالات هم تستی و هم تشریحی است . متن از فارسی به انگلیسی و ار انگلیسی به فارسی. توصیه می کنم لغات پایانی کتابهای مدیریت و رفتار سازمانی را بخوانید. به خصوص واژه های خیلی مرسوم که بتوانید با آنها جمله بسازید و متن بنویسید - کلیه متون انگلیسی در زمینه آموزش عالی مفید است
برنامه ریزی توسعه - برنامه ریزی درسی
۱. در آمدی به برنامه ریزی توسعه دانشگاهی - دکتر محمد یمنی - انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
۲. سیستم های عملکرد دانشگاهی - دکتر محمد یمنی - انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
۳. برنامه ریزی درسی در آموزش عالی - دکتر کورش فتحی واجارگاه ( کلا کتابهای دکتر فتحی از جمله نیاز سنجی - برنامه ریزی درسی و ..... را حتما بخانید چند کتاب جدید هم در سال اخیر داشته اند )
۴. برنامه ریزی درسی راهبردی در آموزش عالی - دکتر محبوبه عارفی انتشارات شهید بهشتی
۵. نظريههاي برنامه درسي، جي.پي.ميلر، محمود مهرمحمدي
۶. برنامه درسي: نظرگاهها، رويكردها و چشم اندازها، محمود مهر محمدي و همكاران
۷. کتاب برنامه ریزی آموزشی مقدماتی از یحیی فیوضات ، فریده مشایخ و علی تقی ورظهیر هم که مبنای اولیه کار می باشند که احتمالا یش از مطالعه فرموده اید.
با آرزوی موفقیت و سلامتی
درس سياستگذاري آموزش عالي - استاد : آقاي دكتر جعفر توفيقي
درس روشهاي تحقيق كمي و كيفي - استاد : خانم دكتر زهرا صباغيان
كلاس درس دكتري مديريت آموزش عالي - دانشگاه شهيد بهشتي - ادامه مطلب
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|